شمعی در باد

اشعار کوتاه

تو هم بخوان
نویسنده : فرشید کیوانداریان - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠
 

عاقبت یک روز

خسته میشود آیینه

از این چروک های پی در پی

و بیرون میاندازد از قاب خود

مردی را که شکل من است...

................

کوه را به کوه رساندم

دریغ از رسیدن به آدمی!

...............

تلاش بیهوده است

توانایی کشیدن چیزی

در من نمانده

حتی نفس عمیق...

................

پرورش ماهی آزاد

در حوضچه های خانگی !!!

................

دوران مجنون گذشته است

به دیوانگی های من

نگاه کن...

..............

راست میگویند

بزرگ شده ام...

این روزها هیچ کجا

جایم نیست

حتی در تخت خواب کودکی ام!

................

میخواهم

گورم را بکنم و بروم

بیل و کلنگ لطفا"...