شمعی در باد

اشعار کوتاه

آرزو
نویسنده : فرشید کیوانداریان - ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

 

زندگی

زندان پر نیرنگ انسانها

مرا افسرده می خواهد

آرزو دارم بدانم در جهان نیستی

آیا دگر افسردگی ها نیست ؟

آرزو دارم بدانم

بعد از این زندان هستی

آنچه می آید به جانم چیست

آنکه میگوید خدا من بوده ام پس کیست

راستی آیا

در عدم نیرنگ معدوم است ؟

در جهان نیستی

نامردمی ها

زشت و محکوم است ؟

گر چنین باشد

می توان با خنده هم جان داد

می توان خندید وخود را

دست مردن داد

می توان فریاد زد

نیستی آغاز یک هستی ست

یا اگر نیست

لااقل آرامش و مستی ست...