شمعی در باد

اشعار کوتاه

دروغی برای همسرم که بهترین است
نویسنده : فرشید کیوانداریان - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢
 

من نیستم دیگر

آنکس که تو را می پرستید

و به پایت

غزل غزل عاشقانه می ریخت

من نیستم مردی که عاشق تو بود!

دوستت دارم هایم را جدی نگیر

عشقت کتابی بود

که هرگز نگشوده ام!

هرگز عاشقت نبوده ام

هیچ وقت به هوای دیدنت

دست از کار نکشیده ام

کوتاه ترین شعرهایم را هم

برای تو نسروده ام

قلبم همآره پیش قامتت

سر و ته ایستاده بود

نه!

من نیستم آنکس که

بخاطرت

از باغ های خاطره

سبد سبد ریحان می چید

اصلا" خاطرت هرگز مهم نبود

دست از سرم بردار برو...

میخواهم آزاد باشم

و با کسی که دنیای من است

ته مانده زندگی را سپری کنم

...

..

.

گفتی : می روی و زود بر میگردی

نه عزیزم ،

گلم،

آرزویم.!

دیرتر بیا

کمی دیرتر

بگذار دستانم

 بزرگترین دروغها را

برای تـــــــــــــــــــــو

برای تـو که دنیای منی

بنویسند.!